تحلیل_هشتگ
در چند ساعت اخیر و پس از تجاوز نظامی آمریکا به خاک ایران و پاسخ موشکی نیروهای مسلح، هشتگ #نوبت_شماست در توییتر فارسی ترند شده است. آنچه در این موج قابل تأمل است، نه صرفاً محتوای توییتها که نوع گفتمان شکلگرفته در میان طیفی از کاربران حامی نظام است.
این کاربران که خود را در رویدادهای اخیر از جمله تشییع میلیونی و تجمعات شبانه به عنوان “مردمِ پایکار” تعریف کردهاند، با این هشتگ در واقع یک معادلهی نامتقارن را روایت میکنند:
از یک سو، حضور حماسی و بیداری مردم را به عنوان سرمایهای تمامعیار برای نظام به حساب میآورند و از سوی دیگر، کارگزاران را به کمکاری، خوابزدگی و حتی سازش گری مسامحه آمیز نسبت به دشمنان متهم میکنند.
این روایت، اگرچه با زبانی انقلابی و تکلیفمحور بیان میشود، اما درواقع، نارضایتی و گلایه را از عملکرد مسئولان در حوزههای روابط خارجی و مدیریتی پنهان کرده است. این کاربران با بهکارگیری واژگانی همچون بیعت و پاسخگویی متقابل، سعی دارند مطالبات سیاسی خود را در چارچوبی مقدس و غیرقابل انکار تعریف کنند و بدینترتیب، مسئولان را در موقعیتی قرار دهند که نتوانند در برابر این خواستهها تمکین نکنند.
همزمانی این هشتگ با حوادث امنیتی-نظامی اخیر، به آن وزن و فوریت مضاعفی بخشیده است؛ چراکه کاربران با اشاره به حضور مردم در صحنههای دفاعی، این پرسش را پیش میکشند که اگر مردم در سختترین شرایط پای کارند، پس چرا مسئولان در اخذ انتقام خون امام شهید و سایر شهدای جنگ اخیر ناتواناند و پس از بدعهدی و خیانتهای مکرر دشمن، همچنان چشم امید به توافق و مذاکره دارند؟ این هشتگ را میتوان نوعی هشدار درونی به نظام مدیریتی کشور تلقی کرد که میگوید سرمایهی اجتماعی عظیم ایجادشده، اگر با پاسخگویی و عمل مسئولانه همراه نشود، به مرور به بیاعتمادی و سرخوردگی بدل خواهد شد.

