بررسی رفتار جریان رسانهای معارض پیرامون تجمعات اخیر بازنشستگان نشان میدهد این رسانهها با تمرکز بر مجموعهای از مطالبات صنفی در حوزه معیشت، درمان، حقوق و خدمات رفاهی، درصدد هستند این رخدادها را از سطح یک مطالبه اجتماعی مشخص فراتر برده و بهعنوان نشانهای از نارضایتی گسترده و فرسایش سرمایه اجتماعی و بحران اقتصادی بازنمایی کنند. در این چارچوب، تجمعات پراکنده بازنشستگان در شهرهای مختلف، در یک روایت واحد کنار هم قرار گرفته و بهعنوان بخشی از تصویری بزرگتر از وضعیت اقتصادی و اجتماعی کشور عرضه میشود.
🔶 تجمیع اعتراضات پراکنده برای القای شکلگیری یک موج سراسری
بررسی نحوه بازنشر این اخبار نشان میدهد یکی از تکنیکهای اصلی این جریان، کنار هم قرار دادن تجمعات گروههای مختلف بازنشستگی از جمله تأمین اجتماعی، فولاد و مخابرات در شهرهای متعدد است. انتشار پیوسته تصاویر و گزارشهای مربوط به شهرهای مختلف، بدون تفکیک ماهیت و سطح مطالبات هر گروه، موجب میشود مخاطب با یک روایت یکپارچه از گسترش اعتراضات اجتماعی مواجه شود. در این مدل بازنمایی، تمرکز اصلی بر تعدد نقاط انتشار است تا این تصور ایجاد شود که اعتراضات صنفی به یک روند عمومی و فراگیر تبدیل شده است.
🔸 تبدیل دغدغههای معیشتی به گزارههای سیاسی براندازانه
در بخش قابل توجهی از محتوای منتشرشده، مشکلاتی مانند کاهش قدرت خرید، هزینههای درمان، تأخیر در پرداخت مطالبات و مشکلات بیمهای از چارچوب اقتصادی خارج شده و به موضوعاتی درباره ضعف حکمرانی، ناکارآمدی مدیریتی و بیتوجهی ساختاری پیوند داده میشود. این تغییر زاویه روایت باعث میشود مطالبهای که ماهیت صنفی دارد، در فضای رسانهای بهعنوان نشانهای از یک مسئله سیاسی و اجتماعی گستردهتر تفسیر شود.
🔸 بهرهگیری از جایگاه اجتماعی بازنشستگان برای افزایش اثرگذاری روایت
انتخاب جامعه بازنشستگان بهعنوان محور این موج رسانهای، از ظرفیت اجتماعی و عاطفی این گروه ناشی میشود. بازنشستگان به دلیل سابقه خدمت، ارتباط گسترده با خانوادهها و حساسیت موضوعاتی مانند درمان و معیشت، از ضریب همدلی بالایی در افکار عمومی برخوردارند. رسانههای معارض با برجستهسازی این مؤلفهها تلاش میکنند مطالبات این قشر را به نمایندگی از عموم جامعه و سایر گروههای اجتماعی بازتعریف کنند.
🔸 تمرکز ویژه بر پرونده مخابرات و سهامداران برای ایجاد روایت تقابل اقتصادی
در بخش دیگری از این فضاسازی، تجمعات بازنشستگان مخابرات بهطور ویژه مورد توجه قرار گرفته است. این رسانهها با برجسته کردن اختلافات میان بازنشستگان و مدیران شرکت، همچنین طرح ادعاهایی درباره عملکرد سهامداران عمده، تلاش میکنند موضوعی مدیریتی و سازمانی را در قالب روایت تضییع حقوق کارکنان و بیعدالتی اقتصادی بازسازی کنند. هدف این بخش از روایت، تقویت این گزاره است که حتی مجموعههای بزرگ اقتصادی نیز قادر به پاسخگویی به مطالبات کارکنان و بازنشستگان خود نیستند.
🔸 فعالسازی شبکههای بازنشر برای استمرار فضای اعتراضی
مسیر انتشار این محتواها نشان میدهد بخش مهمی از این موج از طریق کانالهای تلگرامی، صفحات معارض و حسابهای کاربری فعال در شبکههای اجتماعی بازتولید شده است.این شبکهها با تکرار تصاویر، بازنشر شعارها و برجستهسازی بخشهای احساسی تجمعات، به دنبال افزایش ماندگاری موضوع در فضای عمومی هستند. در این روند، تکرار یک خبر در بازه زمانی کوتاه، به ابزاری برای افزایش اهمیت تصویرسازی آن تبدیل میشود.
🔸اتصال مطالبات اقتصادی به روایتِ کلانِ بیاعتمادی
مرحله نهایی این فضاسازی، عبور از موضوع بازنشستگان و پیوند دادن آن با مسائل گستردهتر مانند اعتماد عمومی، رضایت اجتماعی و کارآمدی نظام مدیریتی است. در این روایت، هر مشکل اقتصادی یا صنفی دیگر نیز بهعنوان شاهدی برای اثبات یک ادعای کلان درباره وضعیت کشور مورد استفاده قرار میگیرد و تلاش میشود میان مسائل مختلف اجتماعی، رابطهای مستقیم و یکپارچه ایجاد شود.
🔶 جمعبندی:
جریان رسانهای معارض ضمن بهرهگیری از مطالبات واقعی قشر بازنشسته، در تلاش است با تجمیع رخدادهای پراکنده، برجستهسازی ابعاد اقتصادی اعتراضات، تغییر ماهیت صنفی مطالبات و پیوند دادن آن با گزارههای سیاسی تصویری از یک بحران فراگیر اجتماعی ایجاد کند.این روند نشان میدهد تمرکز اصلی این جریان صرفاً بر پوشش یک مطالبه صنفی نیست، بلکه استفاده از ظرفیت چنین موضوعاتی برای ساخت کلان روایتها درجهت سباه نمایی وضعیت اجتماعی و اقتصادی کشور را دنبال میکند.

