فضای شکلگرفته پیرامون هشتگ #بنزین از شامگاه ۱۵ شهریور ۱۴۰۵ نشان میدهد که افزایش نرخ بنزین کارت جایگاه، بهسرعت از یک موضوع اقتصادی به چالشی برای عملیات روانی، تحریک نارضایتی و سیاسیسازی مطالبات معیشتی تبدیل شده است.
جریانهای معارض با بهرهگیری از ظرفیت کاربران روزمرهنویس و شبکههای بازنشر، درصدد هستند تصمیم افزایش نرخ بنزین را در قالب یک بحران فراگیر اقتصادی و اجتماعی بازنمایی کنند.
🔻اهم محور شگردهای بکارگرفته شده برای مهندسی پیام وعملیات روانی ذیل موج هشتگ#بنزین
🔸️ روش عملیات روانی «بزرگنمایی و آیندهسازی بحرانی»:
با پیوند دادن افزایش نرخ بنزین به گزارههایی نظیر جهش دلار، ابرتورم، موج جدید گرانی و تشدید فشار معیشتی، تلاش میشود پیامدهای احتمالی تصمیم بهعنوان نتایج قطعی و اجتنابناپذیر بازنمایی شود. هدف این روش، ایجاد نگرانی پیشدستانه و شکلدهی به احساس ناامنی اقتصادی در افکار عمومی است.
🔸️ روش مهندسی پیام «تبدیل مسئله اقتصادی به بحران حکمرانی»:
در این الگو، نقد افزایش قیمت از سطح سیاست اقتصادی فراتر رفته و به ناکارآمدی دولت، بیتوجهی به مردم و ضعف ساختار حکمرانی منتسب میشود. بدین ترتیب، یک تصمیم مشخص اقتصادی به ابزاری برای زیر سؤال بردن کلیت عملکرد حاکمیت تبدیل میشود.
🔸️ روش عملیات روانی «فعالسازی حافظه اعتراضی»:
ارجاع مکرر به آبان ۱۳۹۸ و همنشین کردن افزایش قیمت بنزین با احتمال اعتراض خیابانی، صفهای طولانی و ناآرامی اجتماعی، با هدف ایجاد تداعی میان «بنزین» و «اعتراض» صورت میگیرد. استمرار این روایت میتواند انتظار ذهنی برای تکرار اعتراضات گذشته را تقویت کند.
🔸️ روش مهندسی پیام «سرایتدهی و تعمیم اثر اقتصادی»:
با برجستهسازی این گزاره که افزایش نرخ بنزین در نهایت موجب افزایش قیمت سایر کالاها و خدمات خواهد شد، تلاش میشود حتی گروههایی که مستقیماً مشمول نرخ جدید نیستند نیز خود را متأثر از تصمیم تلقی کنند. در نتیجه، دامنه ادراکی نارضایتی فراتر از جامعه هدف مستقیم سیاست گسترش مییابد.
🔸️ روش عملیات روانی «بیاعتبارسازی روایت رسمی»:
در برابر توضیحات دولت درباره ثابت ماندن سهمیههای یارانهای و محدود بودن دامنه افزایش قیمت، روایت معارض با طرح مفاهیمی نظیر «توجیه»، «وعده تکراری» و «عدم شفافیت» تلاش میکند پیشاپیش اعتبار پاسخهای رسمی را کاهش دهد. در این شرایط، مسئله از «محتوای توضیح دولت» به اعتماد یا بیاعتمادی به منبع پیام منتقل میشود.
🔸️ روش مهندسی پیام «تجمیع نارضایتیهای پراکنده»:
ترکیب موضوع بنزین با مطالباتی نظیر گرانی، نرخ ارز، تورم و مشکلات معیشتی موجب میشود یک موضوع مشخص به نقطه اتصال مجموعهای از نارضایتیهای موجود تبدیل شود. این فرآیند ظرفیت شکلگیری همافزایی میان نارضایتیهای اقتصادی و اجتماعی را افزایش میدهد.
🔸️ روش عملیات روانی «اتصال مطالبات معیشتی به فضاسازی و تشدید تنش سیاسی»:
همزمانی هشتگ #بنزین با هشتگهای سیاسی نظیر #جاویدشاه، #kingrezapahlavi و #iranrisesagain بیانگر تلاش برای عبور دادن مخاطب از یک مطالبه اقتصادی به یک چارچوب سیاسی است؛ بهگونهای که نارضایتی از قیمت بنزین به نارضایتی از وضعیت سیاسی و مطالبه تغییر سیاسی متصل شود.
🔸️ روش عملیات روانی «القای اعتراض قریبالوقوع»:
تکرار گزارههایی درباره احتمال تشکیل صفهای طولانی، اعتراضات میدانی و واکنش گسترده مردم، علاوه بر توصیف وضعیت موجود، کارکرد انتظارآفرینی اجتماعی دارد. استمرار چنین پیامهایی میتواند این تصور را ایجاد کند که اعتراض عمومی امری محتمل، گسترده و نزدیک است و از این طریق بر رفتار سایر کاربران نیز اثر بگذارد.
🔸️جمعبندی راهبردی:
بر این اساس، کانون اصلی عملیات روانی، صرفاً افزایش نرخ بنزین نیست؛ بلکه تلاش برای مهندسی ادراک جامعه از پیامدهای این تصمیم و تبدیل آن به نمادی از ناکارآمدی، بیاعتمادی و نارضایتی سیاسی است. مهمترین ظرفیت این عملیات نیز در اتصال همزمان پیامهای اقتصادی، احساسی و سیاسی و ایجاد یک زنجیره روایی واحد میان آنها قرار دارد.

