📆 ۱۰ سپتامبر ۲۰۲۶ (۱۹ شهریور ۱۴۰۵)
👤 _دنی سیترینوویچ (تحلیلگر ارشد مسائل امنیت ملی و پژوهشگر)_
نکات کلیدی
۱. فهرست ناکامیهای راهبردی جنگ
نویسنده با برشمردن اهدافی که محقق نشدهاند، جنگ را یک «شکست راهبردی عظیم» توصیف میکند: جنگی که رژیم ایران را سرنگون نکرد، چالش هستهای ایران را حل نکرد (ابهامات پیرامون فعالیتهای کوه پیکاکس همچنان پابرجاست)، توانایی ایران برای بازسازی زرادخانه موشکهای بالستیک را از بین نبرد، و روابط تهران با حوثیها، شبهنظامیان شیعه عراق و حزبالله را قطع نکرد.
۲. تنها دستاورد ادعایی؛ ۳۰ درصد تردد در تنگهای که قبلاً باز بود
تنها دستاوردی که ظاهراً قرار است جشن گرفته شود، این است که حدود ۳۰ درصد از ترافیک نفت اکنون از تنگه هرمز عبور میکند؛ آبراهی که پیش از جنگ کاملاً باز بود. این «موفقیت» در واقع تأییدی بر شکست راهبردی است، زیرا دستاوردهای تاکتیکی و عملیاتی بهطور فزایندهای تحتالشعاع آنچه جنگ در دستیابی به آن ناکام ماند، قرار گرفتهاند.
۳. تحول دکترینی در ایران؛ خروجی خطرناکتر از پیش
شاید مهمترین پیامد جنگ، «تحول دکترینی در درون ایران» باشد. ایرانِ برخاسته از این جنگ، خطرپذیرتر، متمایلتر به اقدام مستقیم، کمتر مردد و بهطور بالقوه غیرقابلپیشبینیتر به نظر میرسد.
۴. فروپاشی رژیم؛ یک احتمال، نه یک راهبرد
نویسنده تأکید میکند که فروپاشی رژیم ایران «یک احتمال است، نه یک راهبرد». رژیم ممکن است ماه آینده سقوط کند، پنج سال دیگر، یا دههها دوام بیاورد. فشار اقتصادی ممکن است آن را بهطور قابلتوجهی تضعیف کند بدون آنکه فروپاشی سیاسی ایجاد کند، و همزمان ممکن است تهران را به تشدید تنش در خارج برای تحمیل هزینه بر دشمنانش ترغیب نماید. بنابراین، نمیتوان راهبردی را بر نتیجهای بنا کرد که بهطور قابلاعتماد قابلپیشبینی نیست.
۵. خروجی نهایی؛ وضعیت راهبردی بدتر از پیش از جنگ
نویسنده نتیجهگیری میکند که اگر جمهوری اسلامی بقا یابد، با مشکل هستهای حلنشده، ظرفیت تولید موشکی دستنخورده، شبکههای منطقهای فعال و تنگهای ناامنتر از قبل، آنگاه موقعیت راهبردی پس از جنگ ممکن است «بدتر از زمانی باشد که جنگ آغاز شد». این ارزیابی پیش از در نظر گرفتن «تحول دکترینی درون ایران» بهعنوان مهمترین پیامد احتمالی است.

