بررسی انتشار پستهای اخیر دونالد ترامپ در شبکه اجتماعی تروث سوشال درباره تصاویر تولیدشده با هوش مصنوعی از حمله به جزیره خارک، تصرف نفتکش ایرانی و حضور نظامی آمریکا در تنگه هرمز نشان میدهد این اقدام صرفا یک نمایش تبلیغاتی نیست، بلکه بخشی از یک عملیات رسانهای برای حفظ فشار روانی و تثبیت روایت تداوم تهدید پس از توقف درگیریهای مستقیم است. ترامپ با انتشار این تصاویر در شرایطی که مسیر مذاکرات همچنان مطرح است، تلاش میکند این پیام را منتقل کند که توقف عملیات نظامی به معنای پایان فشار آمریکا و کنار گذاشتن گزینه تقابل نیست.
🔸️استفاده از تصاویر ساختهشده با هوش مصنوعی، امکان بازنمایی یک سناریوی جنگی را بدون انجام اقدام واقعی و پرداخت هزینه سیاسی فراهم میکند. در این چارچوب، هدف اصلی نه اعلام یک عملیات قطعی، بلکه ایجاد یک واقعیت ادراکی از قدرت، تهدید و آمادگی برای اقدام است؛ به گونهای که مخاطب پیش از ارزیابی امکان وقوع یک اقدام نظامی، تحت تاثیر پیام روانی آن قرار گیرد.
🔸️انتخاب سوژههای این تصاویر نیز بخشی از مهندسی پیام است. تمرکز بر جزیره خارک، نفتکش ایرانی و تنگه هرمز با هدف پیوند دادن تهدید امنیتی به حوزه اقتصاد و انرژی ایران صورت گرفته است. خارک در این قاب رسانهای به نماد آسیبپذیری زیرساختهای اقتصادی تبدیل میشود و نمایش نفتکش ایرانی نیز با هدف القای توان کنترل دریایی آمریکا و اثرگذاری بر مسیرهای انرژی منطقه طراحی شده است.
🔸️لایه مهم دیگر این پیامها، استفاده از ابهام راهبردی است. ترامپ بدون ارائه توضیح درباره زمان و هدف این تصاویر، مخاطب را میان تهدید تبلیغاتی و احتمال اقدام واقعی قرار میدهد. این شیوه تلاش میکند با حفظ فضای انتظار و نااطمینانی، فشار روانی را افزایش داده و بر محاسبات طرف مقابل در فضای مذاکرات اثر بگذارد.
🔸️رسانههای معاند نیز با برجستهسازی اهمیت راهبردی خارک و پیوند دادن این تصاویر با احتمال حمله آینده، تلاش کردند یک محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی را از سطح یک پیام سیاسی به نشانهای از تغییر احتمالی در محاسبات آمریکا تبدیل کنند. در این بازخوانی، تمرکز اصلی بر القای آسیبپذیری زیرساختهای انرژی ایران و تقویت فضای نگرانی قرار گرفت.
🔸️با این حال، واکنش بخشی از کاربران شبکههای اجتماعی به ماهیت مصنوعی و ضعفهای بصری این تصاویر نشان داد استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی در کنار ظرفیت اثرگذاری روانی، میتواند با کاهش اعتبار پیام نیز همراه شود. در چنین شرایطی، فاصله میان تصویرسازی تبلیغاتی و واقعیت میدانی ممکن است به شکلگیری ضدروایت و تضعیف اثرگذاری تهدید منجر شود.
🔸️در سطح راهبردی، پیامهای اخیر ترامپ چند مخاطب را به صورت همزمان هدف قرار داده است؛ اعمال فشار روانی بر ایران در فضای مذاکرات، نمایش اقتدار برای مخاطب داخلی آمریکا و ارسال پیام کنترل مسیرهای انرژی به بازیگران منطقهای. بنابراین، این اقدام را میتوان بخشی از تلاش برای انتقال تقابل از میدان نظامی به میدان روایت و ادراک دانست؛ جایی که تصویرسازی رسانهای بدون وقوع اقدام واقعی، برای اثرگذاری بر محاسبات سیاسی به کار گرفته میشود.
🔸️در مجموع، انتشار تصاویر هوش مصنوعی درباره خارک و تنگه هرمز را باید بخشی از راهبرد حفظ تهدید پس از تعلیق درگیری ارزیابی کرد؛ راهبردی که هدف آن حفظ فشار روانی، ایجاد نااطمینانی و تداوم ابتکار رسانهای در فضای پس از درگیری است.

