📆 ۶ اوت ۲۰۲۶ (۱۵ مرداد ۱۴۰۵)
👤 _مایکل فوکس (مدیر بنیاد جامعهباز؛ دستیار ویژه پیشین جو بایدن و معاون پیشین رئیسستاد کامالا هریس؛ معاون پیشین دستیار وزیر امور خارجه در امور آسیای شرقی و اقیانوس آرام در دولت اوباما)
نکات کلیدی
۱. جنگ با ایران، یک «فاجعه بزرگ» انسانی و راهبردی است
نویسنده جنگ با ایران را «فاجعهای بزرگ» توصیف میکند که ایالات متحده و اسرائیل با آن به عنوان یک «جنگ انتخابی» (War of Choice) روبرو شدهاند. این جنگ که در فوریه ۲۰۲۶ آغاز شد، حداقل ۱,۷۰۰ غیرنظامی ایرانی (از جمله ۳۰۷ کودک) را به کام مرگ کشانده، به زیرساختهای غیرنظامی آسیب گسترده وارد کرده و ناآرامیهای منطقهای را تشدید کرده است. در مقابل، حملات تلافیجویانه ایران به پایگاههای کشورهای همسایه (کویت، بحرین، قطر و اردن) منجر به کشته شدن ۱۸ سرباز آمریکایی و زخمی شدن بیش از ۶۰۰ نفر دیگر شده است.
۲. نتیجه ۳۵ سال سیاستگذاری اشتباه
به باور فوکس، جنگ ایران تازهترین نتیجه یک رشته انتخابهای غلط در سیاست خارجی آمریکا در ۳۵ سال اخیر است. این الگوی اشتباه شامل مداخلات نظامی نافرجام، حمایت از رژیمهای سرکوبگر، سیاستهای یکجانبه و تلاش برای اعمال هژمونی بر منطقهای بوده که بهجای افزایش امنیت، بیثباتی را تشدید و منابع آمریکا را تحلیل برده است.
۳. خروج کامل نظامی، تنها راه حل بنیادین
نویسنده با اشاره به شکست این الگو در جنگ ایران، استدلال میکند که زمان خروج کامل نظامی آمریکا از خاورمیانه فرا رسیده است. او میگوید حضور نظامی آمریکا و جنگهای متوالی (از ۱۹۹۱ تاکنون) نه تنها به اهداف امنیتی واشنگتن کمک نکرده، بلکه به یکی از عوامل اصلی بیثباتی تبدیل شده است. خروج کامل، واشنگتن را قادر میسازد تا منابع محدود خود را بر مسائل داخلی و اولویتهای بالاتر در آسیا و اروپا متمرکز کند.
۴. توقف فروش تسلیحات به متحدان متجاوز
فوکس بر لزوم توقف ارسال تسلیحات به دولتهایی که قوانین آمریکا و حقوق بینالملل را نقض میکنند، تأکید دارد. او بهویژه بر لزوم اعمال قانون «لیهی» (Leahy Law) که انتقال تسلیحات به واحدهای نظامی متخلف را ممنوع میکند، تأکید میکند و خواستار پایان دادن به نقش آمریکا بهعنوان «ضامن نظم منطقهای» است؛ چراکه این نقش آمریکا را به درگیریهای بیپایان و هزینههای گزاف کشانده است.
۵. خروج تدریجی، نه یک راه حل
نویسنده هشدار میدهد که خروج تدریجی یا ناقص، آمریکا را همچنان در معرض ریسکهای مداوم (مانند حملات به پایگاهها و هزینههای حفظ نیرو) قرار میدهد و به متحدان و دشمنان پیام تردید و عدم تعهد میفرستد. بنابراین، تنها راه حل بنیادین، «خروج کامل نظامی از منطقه» با برنامهریزی دقیق و هماهنگ با متحدان کلیدی است تا ضمن حفظ منافع حیاتی، از درگیریهای آتی اجتناب شود.

