🔴از نقض تفاهم تا آستانهٔ جنگ؛ آیندهٔ تقابل ایران و آمریکا
لغو ویورهای (waiver) نفتی ازسوی آمریکا را میتوان نقطهٔ عطفی در فروپاشی تدریجی تفاهمنامهٔ موقت تهران – واشنگتن دانست. بر اساس دادههای موجود، ایران این اقدام را نه واکنشی مشروع، بلکه نقض آشکار تفاهمنامه تلقی میکند؛ زیرا از منظر تهران، ترتیبات اِعمالشده در تنگهٔ هرمز، از ابتدا بخشی از مفاد غیرقابلمصالحه توافق بوده است. در نتیجه، بحران کنونی صرفاً بر سر تنگهٔ هرمز یا صادرات نفت نیست، بلکه تقابلی است بر سر «حق تعیین قواعد امنیتی خلیج فارس». در چنین شرایطی، توقف مذاکرات فنی، بستهتر شدن مسیر جنوبی تنگه و افزایش احتمال بازگشت محاصرهٔ دریایی، همگی نشانههایی از ورود دو طرف به مرحلهای است که در آن، ابزار نظامی جایگزین سازوکارهای دیپلماتیک میشود.
🔸 در سطح عملیاتی نیز، نشانهها حاکی از تغییر الگوی تقابل است. حملات آمریکا به زیرساختهای جنوب ایران با هدف ایجاد برتری عملیاتی و فراهمسازی مقدمات حملات گستردهتر ارزیابی میشود؛ اما پاسخهای ایران نشان میدهد تهران بهجای واکنش متقارن، راهبرد «پاسخ اثرمحور» را دنبال میکند؛ راهبردی که بر هدف قرار دادن داراییهای راهبردی، مراکز فرماندهی، زیرساختهای لجستیکی و سامانههای دفاعی آمریکا و شرکای منطقهای آن استوار است. همزمان، انسداد کامل مسیر جنوبی تنگهٔ هرمز و هدایت عبور کشتیها از مسیر مد نظر ایران، نشان میدهد تهران در پی تثبیت یک واقعیت میدانیِ جدید است؛ واقعیتی که بر اساس آن، پذیرش ترتیبات امنیتی ایران به پیششرط هرگونه بازگشت به وضعیت عادی تبدیل شود.
🔶 اگر روند کنونی ادامه یابد، چشمانداز مذاکرات دربارهٔ توافق نهایی، بیشاز هر زمان دیگری تیرهوتار خواهد شد و احتمال گذار به مرحلهای از «جنگ منطقهای» افزایش مییابد. درحالی که واشنگتن از یک سو در پی احیای فشار اقتصادی و حتی بررسی مجدد گزینهٔ محاصرهٔ دریایی است و از سوی دیگر از گسترش جنگ مستقیم هراس دارد، تهران این وضعیت را فرصتی برای افزایش هزینههای راهبردی آمریکا و فرسایش ارادهٔ سیاسی آن میداند. برآیند این روند آن است که آیندهٔ تقابل نه بر مبنای مصالحه، بلکه بر اساس رقابت برای تحمیل قواعد جدید امنیتی در خلیج فارس شکل خواهد گرفت؛ رقابتی که در آن، تنگهٔ هرمز همچنان مهمترین اهرم فشار و تعیینکنندهترین میدان رویارویی باقی خواهد ماند.

